دیووووووووووووووووونتم روانی
در بلور اشکهایم یاد تو بود
چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی میخوانم دلت را برای عاشقی می خواهم صدایت را برای شادابی می شنوم دستت را برای نوازش و گام هایت را برای همراهی می خواهم و عطرت را برای طراوت زندگی و خیالت را برای وجود و عشقت را برای لحظات سخت زندگی ام. سلای سلای ؟؟؟؟؟ خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خشیددددددددددددد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ( جیجلا ، عشقی ها، عجیجا ، دوستا ) هر کی نظر نده حلالش نمی کنم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! زوووووووووووووود باشید نظر بددددددددددددددددددددددددددددددددددددید دوستون دارم .
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت
22:6 توسط بهاره| |
| Design By : Night Skin |





