دیووووووووووووووووونتم روانی
در بلور اشکهایم یاد تو بود
خوفید جیگلا عسیسا ؟؟؟ ( حال هرکی خوف نباشه خفش میکنم ) خداوندا ! تو خیلی بزرگی و من خیلی کوچک . ولی جالب اینجاست که تو به این بزرگی من کوچک را فراموش نمی کنی ولی من به این کوچکی تو را فراموش کرده ام ....... ************************ باز دلتنگم دلتنگ کسی که بارها به یاد او قلبم تپیدن را آغاز کرده است کسی که بارها صدای گریستنم را شنیده کسی که همین نزدیکی ها بوده و بارها در حضورش توبه کرده ام و باز توبه ام را به دست غبار آلود روزگار سپرده ام اما باز هم عاشقتم خدا جوووووووووووون ........................ ************************* تو این دنیای پرغم و تاریک دختر و پسری بودن که خیلی همدیگه رو دوست داشتن پسر کور و نابینا بود! یک روز پسر به دختر گفت: من اگه چشمامو داشتم تا ابد و همیشه کنارت می موندم، دختر لبخندی زد و خوشحال شد! تا اینکه یک روز شخصی حاضر شد چشم هاشو به پسره بده، پسر وقتی بینا شد دید که دختر کوره ، بهش گفت : از پیشم برو دیگه نمی خوام ببینمت برو! دخترنگاه تلخی به پسرکرد و گفت: (عزیزم مواظب چشمام باش)

| Design By : Night Skin |





